نوشته شده در تاریخ : اسفند - ۴ - ۱۳۸۹
نوشته شده توسط : سرکار خانم ب.غافل
سرکار خانم ب.غافل
تعداد بازدید این مطلب :2287

فرازهایی از نوشته های ویلهلم رایش

کتاب گوش کن ای انسان کوچک

YOU ARE YOUR OWN SLAVE-DRIVER.

Nobody else nobody except you yourself carries the responsibility you’re your slavery. Nobody else.

انسان کوچک ! تو برده ی خودت هستی. هیچ کس جز خودت مسئول برده بودن تو نیست. هیچکس …….

* * * * * * * * * * * * *

Only you yourself can be your liberator!

فقط خودت می توانی خودت را ازاد کنی و ازادی خواه خود باشی !

To be anybody’s slave’ is not a simple matter.

برده ی دیگران بودن کار ساده ای نیست

* * * * * * * * * * * * * *

These little great men come from your ranks, not from palaces and mansions. They have hungered and suffered like you.

این انسانهای کوچک از امتیازاتی که شما به انها داده اید بزرگ شده اند نه از جایگاه و موقعیت شان. انها هم مثل شما ضعیف و رنجورند.

* * * * * * * * * * * * * *

They have sacrificed you to a symbol, and you carry them to power over yourself. Your masters have been elevated by you, yourself, and are nurtured by you .

انها شما را قربانی یک سمبل می کنند و شما انها را به قدرت می رسانید و بر خود مسلط می کنید. روسای شما توسط خودتان بالا کشیده می شوند! توسط خودتان! توسط شما حمایت می شوند .

* * * * * * * * * * * * * *

Have you ever honestly asked yourself whether you think correctly or not, from the standpoint of long-term social happenings, or of nature?

ایا تا کنون با دیدگاهی دراز مدت و اجتماعی یا طبیعی با خود اندیشیده اید که درست فکر میکنید یا نه؟

No, you did not ask yourself whether your thinking was erroneous. Instead, you asked yourself what your neighbor was going to say about it, or whether your honesty might cost you money.

نه شما هیچگاه در مورد درست نبودن افکار و اندیشه تان سوال نمی کنید بلکه به جای ان به این می اندیشید که همسایه تان در مورد دیدگاهتان چه می گوید و یا به این فکر می کنید که صداقت و راستگویی شما ممکن است برایتان خرج داشته باشد!

* * * * * * * * * * * * * *

Your friends who talked the way you wanted them to talk have never been great men.

دوستانی که باب میل شما صحبت می کنند هرگز انسانهای بزرگی نبوده اند.

* * * * * * * * * * * * * *

You do not believe that your friend could something great. Secretly, you despise yourself, even when – or particularly when – you make the greatest display of your dignity.

شما باور ندارید که دوستان شما می توانند مهم باشند.

با این کارندانسته خودتان را بی ارزش می کنید حتی وقتی خود را بزرگ و باارزش جلوه می دهید.

* * * * * * * * * * * * * *

Love, work and knowledge know no fatherlands, no customs barriers. They are international and comprise all humanity. But you want to be a little patriot, because you are afraid of genuine love, afraid of your responsibility for your own work, afraid of knowledge. This is why you steal your happiness like a thief in the night; this is why you cannot see happiness in others without getting green with envy.

عشق٬ کار و دانش سرزمین پدری و موانع رسم و رسوم را نمی شناسد . اینها بین المللی هستند و شامل همه ی انسانها می شوند. اما شما می خواهید وطن پرست متعصب باشی٬ چون از عشق واقعی و صادقانه می ترسید٬ ازبه عهده گرفتن مسئولیت کارت می ترسی٬ از دانش می ترسی!

به همین دلیل است که خوشبختیت را مانند دزد می دزدی!

به همین دلیل است که نمی توانی خوشبختی دیگران را بدون حسادت ببینی.

* * * * * * * * * * * * * *

You yell because you are afraid. You feel your body go rigid and gradually dry up. That’s why you are afraid.

داد می زنی چون می ترسی . می بینی که بدنت کرخت شده و به تدریج خشک می شود. دلیل ترست همین است !

You are cowardly in your thinking, Little Man because real thinking is accompanied by bodily feelings, and you are afraid of your body. Many great men have told you: ‘Go back to your origin – listen to your inner voice -follow your true feelings -cherish love.’ But you were deaf to what they said, for you had lost your ear for such words.

انسان کوچک !تو ازفکر کردن می هراسی چون تفکر واقعی با احساسات بدن همراه است و تو از بدن خود می ترسی. بسیاری از افراد بزرگ به تو گفته اند که : به اصل خود برگرد- به ندای درونیت گوش بسپار- احساسات واقعیت را تعقیب کن- به عشق بها بده و عزیزش دار. اما تودر رابطه با انچه می گویند ناشنوایی ! چون گوش شنوایی برای حرف انان نداری.

* * * * * * * * * * * * * *

Once you know that you are somebody, that you have a correct opinion of your own and that your field and your factory have to serve life and not death, then you will be able to answer your question for yourself.

زمانی که بدانی کسی هستی٬ وقتی که نظر صحیحی در رابطه با خود داشته باشی٬ هنگامی که مزرعه و کارخانه ات در خدمت زندگی باشد نه مرگ ; انگاه قادر خواهی بود به سوالت در مورد خودت پاسخ دهی.

* * * * * * * * * * * * * *

You, are GREAT, Little Man, when you are not small.

انسان کوچک تو بزرگی وقتی کوچک نباشی.

Your greatness, Little Man, is the only hope left.

انسان کوچک بزرگی تو تنها امید به جای مانده است.

You are great when you carry on your trade lovingly, when you enjoy building and painting and decorating and sowing, when you enjoy the blue sky and the deer; when you go to the planetarium to learn to understand your sky, or to the library to read what other men and women think about life.

تو بزرگی وقتی خرید وفروشت را باعشق انجام دهی٬ وقتی تو از ساختن و نقاشی کردن و دکورکردن و اره کردن لذت ببری٬ وقتی از اسمان ابی و اهو ها خوشت بیاید ; وقتی به اسمان نما می روی تا درمورد اسمان بدانی و درک کنی ٬ یا به کتابخانه می روی تا در مورد انچه مردان و زنان در رابطه با زندگی فکر می کرده اند بخوانی.

You are great; when as a grandfather you hold your grandchild on your knees and tell him about times long past, when you look into an uncertain future with his trusting childlike curiosity.

تو بزرگی وقتی به عنوان پدر بزرگ نوه ات را روی زانوهایت نگاه داشته ای و در مورد سالهای دور گذشته برایش حرف می زنی ٬ وقتی همراه با کنجکاوی کودکانه و بدون ظن و گمانش به اینده ی نامشخص او نگاه می کنی.

You are great, as a mother, when you lull your newborn to sleep, with tears in your eyes, you hope, out of your full heart, for his future happiness, when,

every hour through the years, you build this future in him.

تو بزرگی وقتی به عنوان مادر برای کودک تازه متولد شده با چشمانی پر از اشک لالایی می خوانی تا بخوابد و با تمام احساس و از ته قلبت امید به خوشبختی او در اینده داری ٬ وقتی هر ساعت سالها را وقف ساختن این اینده در او می کنی.

نویسنده: سرکار خانم ب.غافل

اين مطلب را به اشتراك بگذاريد و يا براي دوستانتان ايميل كنيد.

یک دیدگاه

  1. محمد می‌گه:

    سلام به همه دوستان
    تشکر از مطالبی که گذاشتید
    لطفا اگر ممکن است لینک دانلود کتاب را برام بفرستید چون دیگر این کتاب چاپ نمیشه و من نتونستم بخرمش
    بازم تشکر

ارسال یک دیدگاه