خانه / ادبیات / اشعار و نوشته های ارسالی دوستانم / شعری از خانم ملکی برای همسر و دخترم

شعری از خانم ملکی برای همسر و دخترم

تعداد بازدید این مطلب :1743
شاعر:سرکار خانم مهناز ملکی
به یاد دو مهر فروزان استاد ناظم وبه مناسبت گرامیداشت یادونامشان برای این دوعزیز سرودم . روحشان شاد باد !

“خورشید شعر من  ”

تابان شو از غروب خود اینک به جان من

تامن طلوع کنم از آفتاب مهر تو

تاروح وجان من ؛ روشن شود از هر نگاه تو

خورشید من بتاب

بایک غزل امید

بایک چکامه مهر بر صفحه ی دلم

تا بشکند یخ اندوه غربتت .

خورشید من بتاب

دل خاوران یاد تورا دارد ودلگرم می شود

ای مهر من ، مهر از رخت دچار بسی شرم می شود .

اندوه آن پسین غروب خزان زده

جان مرا فسرد

صبحی که روشنی از بام می دوید

از آسمان من ،دومهر فروزان ستاند وبرد

خورشید من بتاب

در امتداد سایه دیوار پیش رو

دیوار غربت آن کوچه ی همیشگی

هر لحظه بی قرار هوای قدم زدن

در سایه سار تو آرام می روم ؛

اما بدان از خاطرم نمی روی ای جاودان امید!

می بارمت به عشق

می خوانمت به مهر

می آفرینمت

در هر نفس که می زنم من در هوای تو

خورشید من بتاب ……..

اين مطلب را به اشتراك بگذاريد و يا براي دوستانتان ايميل كنيد.

'>مسعود ناظم رعایا
مسعود ناظم رعایا

مسعود ناظم رعایا مالک سایت ناظم سراست.نویسندگی می کند و گاهی هم شعر می گوید.به ایران و خانواده اش و ادبیات خیلی علاقه دارد. ناظم سرا با اغوش باز از همه ي نويسندگان براي چاپ مطالبشان استقبال مي نمايد به همين دليل مطالب ناظم سرا نوشته يا برگزيده دوستان گوناگوني است كه هريك به موضوعي علاقه مندند. ناظم سرا مي كوشد دريچه اي رو به فرهنگ و ادب باشد .

'>دیگر مطالب نویسنده در ناظم سرا

۲ دیدگاه

  1. درود وسپاس از درج این شعر که پیشکشی بود به روح آن دو نازنین .چند شب پیش درحال خواندن اشعار قیصر بودم که این مصرع زیبا را دیدم ” خورشید شعر من ” وهمان موقع جناب حسامی خبر برپایی جلسه شعر خوانی به یاد همسر ودخترتان را دادند ومن نیز با اندوهی دوباره ادامه جمله زیبای قیصر سخن را برای آن دو عزیزبه این صورت سرودم .
    وباز هم برای دیگر بار امیدوارم خورشید زندگانی شما وشیواجان تابان باشد ودر کناریکدیگرشاد وبر قرار وپیروز باشید وغم نبینید .

  2. سلام آقای ناظم به خدانمی تونم لب بازکنم وبه شماتسلیت بگم………

    آنقدردلتنگم که حتی دردهایم دیگرشبیه دردهای هیچ کس نیست……..

    می دونم انتظاربی رحمانه ای اما برگردیدبه زندگی به خاطرشاگردایی مثل من که چشمشون به تکیه گاه محکمی مثل شماست.شیوابه شما احتیاج داره استاد……

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme